
وقتی تو رختکن پرسنل بودم داشتم سریع حاضر میشدم که برم و..... شماره ناشناس روی گوشی صدای تو صدای خوشحال بودنت خبر تموم شدن دوره اموزشی خبر تقسیم شدن افتادنت توی تهران گفتن جملات تند کوتاهت با خنده خبر رسیدن فردا صبح لبخند روی صورتم تصور لبخند تو دیدن خودم توی اینه لبخند زدنم به خودم بعد از دوماه دهن کجی کردنم به تموم روزها شب ها ساعت هایی که نبودنت رو به رخم میکشیدن چقدر دلم میخواد لحظه ها جون داشتن زنده بودن میرفتم جلوشون وایمیستادم میگفتم تموم شد عمرتون دیگه نمیتونید نبودن عشقمو به رخم بکشید به دلم چنگ بندازید جز جیگر گرفته هاالان تو لاین پست گذاشتم...
ادامه مطلب