یک عدد فافای حرم رفته درخدمتتونه که برای همتون دعا کرده
صدای زیارت قبول نمیاد دوستان اون عقبی ها صدا رو رها کنید تو گلو اهان حالا شد
دیروز ظهر رسیدیم با ماشین خیلی سخته ادم خشک میشه تا برسه اما با دست فرمون بابا ما هفت ساعته رسیدیم
مامان تو کل مسیر بیدار بود از دور دوربین نگاه میکرد تا نزدیک دوربین میشدیم اعلام رویت میکرد بابا هم سرعت کم میکرد بعــــــــــــــــله همچین خانواده ی خفن هماهنگی هستیم
البته یه جا هم مچمون گرفتن که بابا کارت خفنش رو کرد(کارت جان.بازی جب.هه این صحبت ها نبود حالا پیدا کنید پرتغال فروش را
) اونام خیرمقدم گفتن به ما راهیمون کردن رفتیم
بعدم که رفتم حموم دیگه تا بیام طول کشید حرم نرفتیم راستشو بخواین دلم نبود برم به دلایلی
که دیگه امروز صبح زدم تو سر دلم گفتم صداتو نشنوم این لوس بازیا چیه اصلا تو کی باشی که بخوای ناز کنی قهر کنی نری حرم والا ایــــــــــــــــش
نمازم به جماعت خوندم تو دلم گفتم امام رضا کمکم کن دیگه ترکش نکنم اخه تقریبا یک سال دیگه نمیخونم تنبل شدم اونم منی که از ده سالگی نماز خوندم روزه گرفتمخلاصه باشد که رستگار شویم
هتلمون فردا رایگان میبره موج های ابی سرزمین ابی دقیق یادم نمیاد چی گفتن اما ما نمیریم چون هم مایو نداریم هم اینکه مامان بودن تو حرم با از صبح تا شب تو سرسره اب بودن به شدت ترجیح میده اینجور جاها به نظرم ادم به چندنفر پایه نیاز داره مثلا اگه عمه دخترعمو یا خاله هام بودن میرفتیم میترکوندیم اما الان تکی مزه نمیده
دیگه چی بگم اوووووووووووووووم اینجا هوا اصلا سرد نیست خوب شد با بارونی اومدم نه پالتو وگرنه میپختم
بیرون بودم بگید چی دیدم محصولات فافا شامل لواشک الو دیگه ما اینیم دیگه شرکت به اِسممون میکنن
تا درودی دیگر بِ دِ رود
برچسب: عکس نوشته مشهد,دل نوشته مشهد,
نویسنده: پویا حسینپور